روزهای بدون پستونک
بای
بای
بای 


وقتی از پستونک گرفتیمت اولا به هیچ شیوه ای نمیتونستیم بخوابونیمت مگر اینکه خودت انقدر خسته میشدی که اینجوری خوابت میبرد...اخی عزیزم

آخه همیشه عادت داشتی با پستونک بخوابی.وای که چه روزای سختی داشتیم من و بابایی با خواب تو یک ماه درگیر بودیم تا اومدی عادت کنی تو اون مدت شبا 3 تایی تو سالن میخوابیدیم آخه خودت انقدر بازی میکردی یا نق میزدی که خوابت میبرد ما هم دیگه دست بهت نمیزدیم پیشت اروم میخوابیدیم
اینم خوابت با پستونک


اینم یه عکس با اولین پستونکت ببین اینجا عمه زهرا موهاتو فشن کرده

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روزهای بدون پستونک
